کلاه کج نهادن

مترادف‌ها

بی‌اعتنایی کردن، نادیده گرفتن، بی‌توجهی کردن

متضادها

احترام گذاشتن، فرمانبرداری کردن

فرهنگ معین

(کُ. کَ. نَ دَ ) (مص ل. ) تفاخر کردن، به خود بالیدن.

ویکی واژه

تفاخر کردن، به خود بالیدن.

جمله سازی با کلاه کج نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ترک سرمستم دگر باره کلاه کج نهاد ملک دل بگرفت و خان و مان همه بر باد داد

💡 افتاد تاج مهر به خاک از سر فلک بر سر چو از غرور نهادی کلاه کج

💡 گر تو کلاه کج نهی، هوش ز ما شود مگر ور شکنی به بر قبا، کر ته قبا شود مگر

💡 کجات آن بزرگی و تخت و کلاه کجات آن بر و بوم و چندان سپاه

💡 ای دل کلاه کج نه و بر یأس تکیه زن کت جامه امید قبا کرد روزگار

💡 چو پیر مغ را بیند کلاه کج بر سر کند در آرزوی آن کله قمیص قبا

💡 مدیر شرکت با کلاه کج نهادن بر درخواست‌های منطقی کارمندان، باعث شد تا روحیه و انگیزه کارکنان برای ادامه فعالیت در آن سازمان کاهش یابد.

💡 نباید با توصیه‌های دوستان صمیمی کلاه کج نهاد و از تجربیات ارزشمند آن‌ها برای پیشرفت در مسیر زندگی و مسیر شغلی خود استفاده کرد.

💡 بسیاری از سیاستمداران با کلاه کج نهادن بر وعده‌های انتخاباتی خود، باعث از دست رفتن اعتماد عمومی و محبوبیت خود در میان مردم شدند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران