فرهنگ معین
(کُ. کَ. نَ دَ ) (مص ل. ) تفاخر کردن، به خود بالیدن.
(کُ. کَ. نَ دَ ) (مص ل. ) تفاخر کردن، به خود بالیدن.
تفاخر کردن، به خود بالیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترک سرمستم دگر باره کلاه کج نهاد ملک دل بگرفت و خان و مان همه بر باد داد
💡 افتاد تاج مهر به خاک از سر فلک بر سر چو از غرور نهادی کلاه کج
💡 گر تو کلاه کج نهی، هوش ز ما شود مگر ور شکنی به بر قبا، کر ته قبا شود مگر
💡 کجات آن بزرگی و تخت و کلاه کجات آن بر و بوم و چندان سپاه
💡 ای دل کلاه کج نه و بر یأس تکیه زن کت جامه امید قبا کرد روزگار
💡 چو پیر مغ را بیند کلاه کج بر سر کند در آرزوی آن کله قمیص قبا