مغز بردن

مترادف‌ها

فریب دادن، گول زدن، فریفتن

متضادها

فریب ندادن، صداقت داشتن

فرهنگ معین

( ~. بُ دَ ) (مص ل. ) با پُرحرفی اسباب دردسر کسی را فراهم کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بسیار گفتن و درد سر بحاضران دادن.

ویکی واژه

با پُرحرفی اسباب دردسر کسی را فراهم کردن.

جمله سازی با مغز بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در حال حاضر درمان مشخصی برای از بین بردن این عارضه وجود ندارد اما وابسته به سایر بیماری‌های کودک و میزان حجم مایع مغزی نخاعی، درمان متفاوت است. اگر ماکروسفالی خوش‌خیم باشد و نیازی به جراحی وجود ندارد اما اگر مایع اضافی بین فضاهای بطنی مغز یافت شود، نیاز حیاتی برای جراحی وجود دارد تا حجم مایع داخل جمجمه کاهش پیدا کند.

💡 مدارک منتشر شده رسمی نشان می‌دهد که برنامه ام‌کی‌اولترا از روش‌های گوناگونی برای دست‌کاری حالت فکری افراد و تغییر فعالیت‌های مغزی بهره برده‌است. این روش‌ها شامل استفاده پنهان از داروهای مخدر و دیگر مواد شیمیایی، از بین بردن حس‌های فرد، تنها گذاشتن و تجاوز جنسی و کلامی بوده‌است.

💡 او با صحبت‌های طولانی، خسته‌کننده و بی‌هدف خود، تمام مغز بردن‌ها را تجربه کرد و باعث شد شنوندگان پس از مدتی تمرکز خود را کاملاً از دست بدهند.

💡 در بازی‌های استراتژیک بسیار پیچیده، بازیکنان حرفه‌ای همیشه تلاش می‌کنند با نقشه‌های هوشمندانه، مغز بردن از رقیب و تسلط کامل بر میدان نبرد را تجربه کنند.

💡 برخلاف تصور عموم، او با استفاده از تکنیک‌های روانشناسی، در واقع قصد مغز بردن از مخاطبان و کنترل افکار آن‌ها را در طول سخنرانی داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران