فرهنگ معین
باز کردن ( ~. سَ رِ خُ کَ دَ )(مص ل. ) کاری را بدون دقت انجام دادن و رفع مسؤلیت کردن.
باز کردن ( ~. سَ رِ خُ کَ دَ )(مص ل. ) کاری را بدون دقت انجام دادن و رفع مسؤلیت کردن.
کاری را بدون دقت انجام دادن و رفع مسؤلیت کردن.
💡 هیچ فلک دفع کند از سر خود دور سفر هیچ زمین دفع کند از تن خود زلزله را
💡 عیب خود را چه خیال است نپوشد نادان؟ کل محال است کلاه از سر خود بردارد
💡 تا دم تیغت کند گلچینی باغ هوس گردن خلقیست چون شمع از سر خود گل به کف
💡 از سر خود خبرم نیست ز بی پروایی مغز آشفته و دستار نمی دانم چیست
💡 چون گشودی به شکر خنده لب از بی مغزی از سر خود مشو ای پسته خندان غافل
💡 گذشتم از سر خود، تیر غیر کم ظرفست مکن مکن که محبّت ترازیان دارد