از سر خود

فرهنگ معین

باز کردن ( ~. سَ رِ خُ کَ دَ )(مص ل. ) کاری را بدون دقت انجام دادن و رفع مسؤلیت کردن.

ویکی واژه

کاری را بدون دقت انجام دادن و رفع مسؤلیت کردن.

جمله سازی با از سر خود

💡 هیچ فلک دفع کند از سر خود دور سفر هیچ زمین دفع کند از تن خود زلزله را

💡 عیب خود را چه خیال است نپوشد نادان؟ کل محال است کلاه از سر خود بردارد

💡 تا دم تیغت ‌کند گلچینی باغ هوس گردن خلقی‌ست چون شمع از سر خود گل به کف

💡 از سر خود خبرم نیست ز بی پروایی مغز آشفته و دستار نمی دانم چیست

💡 چون گشودی به شکر خنده لب از بی مغزی از سر خود مشو ای پسته خندان غافل

💡 گذشتم از سر خود، تیر غیر کم ظرفست مکن مکن که محبّت ترازیان دارد

مدیون یعنی چه؟
مدیون یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز