جزع خاستن
مترادفها
ترسیدن، هراسان شدن
متضادها
آرام گرفتن، اطمینان یافتن، صبر کردن
لغت نامه دهخدا
جزع خاستن. [ ج َ زَ ت َ ] ( مص مرکب ) برخاستن ناله و زاری. صدای ناله و فغان برخاستن:
جزعی خاست از امیر و وزیر
فزعی کوفت بر صغار و کبار.مسعودسعد.
فرهنگ فارسی
برخاستن ناله و زاری صدای ناله و فغان برخاستن.