جزاندن
مترادفها
راندن، بیرون کردن، طرد کردن، اخراج کردن
لغت نامه دهخدا
جزاندن. [ ج ِ دَ ] ( مص ) در تداول عامه، آزار کردن. دل کسی را سوزاندن.
فرهنگ عمید
۱. دل کسی را سوزاندن.
۲. کسی را آزار و اذیت کردن چنان که دل سوخته و اندوهگین شود.
فرهنگ فارسی
در تداول عامه از آر کردن دل کسی را سوزاندن.