لغت نامه دهخدا
جرعبیب. [ ج َ ع َ ] ( ع ص، اِ ) درشت. ( از متن اللغة ). || بلای سخت. ( از متن اللغة ) ( از ذیل اقرب الموارد ) یقال: «داهیة جرعبیب ». ( از ذیل اقرب الموارد از لسان ).
جرعبیب. [ ج َ ع َ ] ( ع ص، اِ ) درشت. ( از متن اللغة ). || بلای سخت. ( از متن اللغة ) ( از ذیل اقرب الموارد ) یقال: «داهیة جرعبیب ». ( از ذیل اقرب الموارد از لسان ).