جانبیدن

مترادف‌ها

افتادن، مردن، جان سپردن

متضادها

صاف ایستادن

لغت نامه دهخدا

جانبیدن. [ ن ِ دَ ] ( مص جعلی ) نفرت داشتن. مکروه داشتن. ناپسند کردن. ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران