نفرت اور

لغت نامه دهخدا

( نفرت آور ) نفرت آور. [ ن ِ رَ وَ ] ( نف مرکب ) نفرت آورنده. که تولید اشمئزاز و دل زدگی و تنفر کند.ناپسند. مکروه. ناخوشایند. موجب بیزاری و رمیدگی.

جمله سازی با نفرت اور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و هنگامى كه به نماز جماعت براى مردم مى ايستى بايد نمازت نه نفرت آور و نه تضييعكننده باشد (نه آن قدر آن را طول بده كه موجب تنفر مامومين شود و نه آن قدر سريع كهنماز را ضايع كنى ) چرا كه در بين مردمى كه با تو به نماز ايستاده اند، هم بيماروجود دارد و هم افراد حاجتمند هست.

💡 باشند و يا حركت كنند و يا امثال اين، و كلمه (فزع ) بطورى كه راغب گفته بهمعناى آن گرفتگى و نفرتى است كه از منظرهاى نفرت آور به انسان دست مى دهد و فزعهم از همان جنس جزع است و كلمه (دخور) به معناى كوچكى و خوارى است.

💡 و به اين ترتيب آنچه از شدت مجازات و كيفر در فكر آدمى بگنجد و حتى آنچه نمىگنجد در انتظار اين ستمگران خود خواه و جباران بى ايمان و گنهكار است، بسترشان ازآتش، نوشابه آنها، متعفن و نفرت آور، مجازاتهاى رنگارنگ از هر سو و از هر طرف، و درعين حال نمردن بلكه زنده بودن و باز هم چشيدن !

💡 و هنگامى كه به نماز جماعت براى مردم مى ايستى، بايد نمازت نه نفرت آور و نهتضييع كننده باشد. (نه آنقدر آن را طول بده كه موجب تنفر ماءمومين شود و نه آنقدرسريع كه نماز را ضايع كنى ) چرا كه در بين مردمى كه با تو به نماز ايستاده اند، همبيمار وجود دارد و هم افراد حاجتمند هست.

سرو یعنی چه؟
سرو یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز