جامه ٔ نشست

مترادف‌ها

نشست، مجلس، گردهمایی

لغت نامه دهخدا

جامه نشست. [ م َ / م ِ ی ِ ن ِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فرش. بساط چون قالی و غیره:
همه گرد کن خواسته هرچه هست
پرستنده و جامه های نشست.فردوسی.

فرهنگ فارسی

فرش

کلمات مرتبط