لغت نامه دهخدا
تیغو. ( اِ ) تیغ خرد. تیغ کوچک. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): بابا یک سوزنی یا تیغوئی کند داشته. ( مزارات کرمان ص 164، یادداشت ایضاً ).
تیغو. ( اِ ) تیغ خرد. تیغ کوچک. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): بابا یک سوزنی یا تیغوئی کند داشته. ( مزارات کرمان ص 164، یادداشت ایضاً ).