تمنداری تصویر معنی تمنداری لغت نامه دهخدا تمنداری. [ ت ُ م َ ] ( حامص مرکب ) فرماندهی یک تمن لشکر. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ماده قبل شود. کلمات مرتبط حکمرانی ستم پروری توحش داشتن لشکرداری پهلو داری گزارش محتوای نامناسب