پهلو داری
مترادفها
حمایت، پشتیبانی
متضادها
بیطرفی، عدالت
لغت نامه دهخدا
پهلوداری. [ پ َ ] ( حامص مرکب ) حالت، عمل و چگونگی پهلودار.
فرهنگ فارسی
عمل و کیفیت پهلو دار
جمله سازی با پهلو داری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همی خواهم ای پهلوان دلیر که داری تن پیل و چنگال شیر
💡 اگر مرد رزمی تو ای پهلوان یکی پای داری چو کندآوران
💡 ۱- کتیبهای به خط پهلوی باستانی اشاره کرد که روبروی دکان نانوایی ابراهیم بودو در دهه ۷۰ خورشیدی به سرقت رفت.و به احتمال زیاد در موزه لوور فرانسه نگه داری میشود.
💡 در دنیای سیاست امروز، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که پهلو داری از برخی گروهها در برابر حقایق، میتواند منجر به تضعیف اعتماد عمومی در جامعه شود.
💡 اگر مسئولان در برابر فساد و بیعدالتی پهلو داری کنند، آنگاه اعتماد مردم به نهادهای حکومتی به سرعت کاهش یافته و ثبات اجتماعی نیز از بین میرود.
💡 برخی از منتقدان بر این باورند که پهلو داری از سیاستمداران در برابر انتقادات مشروع، مانع از اصلاحات لازم و پیشرفت واقعی در ساختارهای اداری کشور میشود.