تلحلح

لغت نامه دهخدا

تلحلح. [ ت َ ل َ ل ُ ] ( ع مص ) پای برجای ماندن و نگذاشتن جای خود را. یقال: اقاموا علی اثقالهم وتلحلحوا؛ ای لم یبرحوا مکانهم. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || دور شدن قوم. از اضداد است. ( از اقرب الموارد ).

فرای یعنی چه؟
فرای یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز