تلحف
متضادها
آشکار کردن، برهنه کردن
لغت نامه دهخدا
تلحف. [ ت َ ل َح ْ ح ُ ] ( ع مص ) لحاف ساختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). برای خود لحاف قرار دادن. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با تلحف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در شبهای سرد زمستان، مردم برای حفظ گرمای بدن خود به تلحف کردن با پتوهای ضخیم و گرم روی خود میآورند تا از سرما در امان بمانند.
💡 سنت تلحف کردن در برخی مراسمهای مذهبی یا سنتی، نمادی از پناه گرفتن و یافتن آرامش در میان جمع و زیر سایه حمایت بزرگان است.
💡 وقتی که فرد با خستگی مفرط به خانه باز میگردد، اولین خواسته او تلحف کردن در محیطی آرام و دنج برای رسیدن به خوابی عمیق و آرام است.