تعساء
مترادفها
غمگین، اندوهگین، محزون، افسرده
متضادها
شاد، خوشحال، مسرور، شادمان
لغت نامه دهخدا
تعساء. [ ت ُ ع َ ] ( ع اِ ) ج ِ تعیس. بی رزق ها. فقیران. تیره بختان. ( از دزی ج 1 ص 147 ).
غمگین، اندوهگین، محزون، افسرده
شاد، خوشحال، مسرور، شادمان
تعساء. [ ت ُ ع َ ] ( ع اِ ) ج ِ تعیس. بی رزق ها. فقیران. تیره بختان. ( از دزی ج 1 ص 147 ).