تسمیم

متضادها

سم‌زدایی

لغت نامه دهخدا

تسمیم. [ ت َ ] ( ع مص ) زینت دادن تنگ اسب یا شتر با شبه های سفید دریایی منظوم. ( از متن اللغة ). عروه برای آن ساختن. ( از متن اللغة ). || زهرریختن در چیزی. ( از اقرب الموارد ). زهرریختن در طعام. ( از المنجد ). || در اصطلاح طب سم خوردن ( خوراندن ؟ ). ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

زینت دادن تنگ اسب یا شتر با شبه های سفید دریایی منظوم

جمله سازی با تسمیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مصرف مواد غذایی فاسد و آلوده در مهمانی‌های بزرگ می‌تواند باعث تسمیم غذایی شدید و مشکلات گوارشی جدی برای بسیاری از مهمانان شود.

💡 مأموران پلیس در حال بررسی دقیق پرونده‌ای هستند که در آن احتمال تسمیم شیمیایی در محیط کار برای کارگران وجود دارد.

💡 یکی از خطرات بزرگ در استفاده از برخی از محصولات شیمیایی خانگی، احتمال تسمیم ناشی از استنشاق بخارات سمی آن‌ها است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران