تسقیع

مترادف‌ها

شتاب، سرعت، عجله

لغت نامه دهخدا

تسقیع. [ ت َ] ( ع مص ) رفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ): ما ادری این سَقَعَ و سَقَّع؛ ای این ذهب. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). نمیدانم کجا رفت. ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران