یکی از معانی آن «داغ کردن گردن شتر روی قسمت طولانی یا برجسته گردن حیوان» است، عملی که در دامداری و نگهداری شتر برای علامتگذاری یا مدیریت حیوان انجام میشده است. این کاربرد نشان میدهد که «تسطیع» در اصل عملی فیزیکی و کاربردی بوده و با نگهداری و شناسایی دام مرتبط بوده است. معنای دوم «ساطع کردن» یا روشنایی و انتشار نور است که در متون قدیمی با واژههایی مانند «سطع» و «سطوع» مرتبط شده است. در این کاربرد، «تسطیع» اشاره به پخش نور، درخشندگی یا تابش دارد و به معنای ظاهر شدن روشنایی یا برق نیز آمده است.
تسطیع
لغت نامه دهخدا
تسطیع. [ ت َ ] ( ع مص ) داغ کردن گردن شتر را در درازی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). || ساطع کردن. ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). رجوع به سَطع و سطوع شود.
فرهنگ فارسی
داغ کردن گردن شتر را در درازی ساطع کردن.