لغت نامه دهخدا
تدبیح. [ ت َ ]( ع مص ) سر فرودآوردن در رکوع. ( زوزنی ). گستردن پشت را و سر پست فرودآوردن در رکوع و جز آن. || لازم گرفتن خانه را و جدا نشدن از آن. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغه ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). || منتفخ شدن زمین از سماروغ و هنوز برنیامدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از متن اللغه ) ( از اقرب الموارد ). || ذلیل و خوار شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).خوار شدن مرد. ( اقرب الموارد ). || سوار شدن بر حمار زخم دار که از تألم آن دست و پایش سست گردد و خم کردن حیوان پس و پشت خود را از درد. || نوعی بازی که کودکی پشت خود خم کند و دیگری ازدور بر آن می جهد و سوارش میگردد. ( از متن اللغه ).