تخته گردن
مترادفها
پشت گردن
متضادها
مطیع، نرمخو، فرمانبردار
لغت نامه دهخدا
تخته گردن. [ ت َ ت َ / ت ِ گ َ دَ ] ( ص مرکب ) مرکب سخت عنان که عنان را برنتابد. ( آنندراج ). || آنکه دارای گردن پهن و کلفت و راست باشد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - مرکب سخت که عنان را برنتابد. ۲ - دارای گردن پهن و کلفت وراست.