لغت نامه دهخدا
تبناک. [ ت َ ] ( ص مرکب ) تب دار. آنکه تب داشته باشد. || جایی که از آن تب خیزد: بلد سنخ؛ شهر تب ناک. ( منتهی الارب ).
تبناک. [ ت َ ] ( ص مرکب ) تب دار. آنکه تب داشته باشد. || جایی که از آن تب خیزد: بلد سنخ؛ شهر تب ناک. ( منتهی الارب ).
تب دار آنکه تب داشته باشد. یا جایی که از آن تب خیزد. شهر تب ناک.