لغت نامه دهخدا
تأصیص. [ ت َءْ ] ( ع مص ) تأصیص باب و جز آن؛ محکم و سخت گردانیدن و چسبانیدن بعض را به بعض. ( از قطر المحیط ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). تأصیص چیزی؛محکم کردن و استوار ساختن آن. ( از اقرب الموارد ).
تأصیص. [ ت َءْ ] ( ع مص ) تأصیص باب و جز آن؛ محکم و سخت گردانیدن و چسبانیدن بعض را به بعض. ( از قطر المحیط ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). تأصیص چیزی؛محکم کردن و استوار ساختن آن. ( از اقرب الموارد ).