بیرادگی
مترادفها
ایثار، فداکاری، بخشندگی، سخاوت، گذشت، بیغرضی
متضادها
مهربانی، رأفت، محبت، لطف، مدارا
لغت نامه دهخدا
بیرادگی. [ ب َ ] ( هندی، اِ ) مأخوذ از هندی، درویش و قلندر. ( ناظم الاطباء ).
ایثار، فداکاری، بخشندگی، سخاوت، گذشت، بیغرضی
مهربانی، رأفت، محبت، لطف، مدارا
بیرادگی. [ ب َ ] ( هندی، اِ ) مأخوذ از هندی، درویش و قلندر. ( ناظم الاطباء ).