بژکم

لغت نامه دهخدا

بژکم. [ ب َ ک َ ] ( اِمص ) بژگم. بازداشتن. منع کردن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). منع و بازداشت. || ( ص ) بازدارنده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(بَ کَ ) ۱ - (اِ. ) منع، بازداشت. ۲ - (ص. ) بازدارنده، مانع.

ویکی واژه

منع، بازداشت.
بازدارنده، مان

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
معشوق یعنی چه؟
معشوق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز