بپرگار ماندن
متضادها
رفتن، حرکت کردن، جابجا شدن
لغت نامه دهخدا
بپرگار ماندن. [ ب ِ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) به قاعده و قانون بودن. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
به قاعده و قانون ماندن
رفتن، حرکت کردن، جابجا شدن
بپرگار ماندن. [ ب ِ پ َ دَ ] ( مص مرکب ) به قاعده و قانون بودن. ( آنندراج ).
به قاعده و قانون ماندن