فرهنگ عمید
خداوند گریز، گریزنده.
خداوند گریز، گریزنده.
( صفت ) ۱ - خداوند گریز گریز پا ۲ - پیغمبر اسلام ( ص ): خواند مزیل نبی را زین سبب که بروی آی از گلیم ای بوالهرب. ( مثنوی ) توضیح شاید این لقب از آن جهت باشد که چون در اولین بار بر آن سرور وحی نازل شد بیمناک گردید و بخافه فرار کرد چنانکه در تفاسیر آمده است: رسول ( ص ) گفت در وادی میگذشتم مرا آواز دادند از چپ و راست و پیش و پس نگه کردم کسی را ندیدم بر بالای نگریدم شخصی را دیدم بر سریر که مرا ندا میکند بترسیدم از او. گفتم جامه بر من افکنید و مرا بازپوشانید.