لغت نامه دهخدا
بنادیق. [ ب َ] ( ع اِ ) ج ِ بندوق، بمعنی تفنگ. ( ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رجوع به بندق و به بندوق شود.
بنادیق. [ ب َ] ( ع اِ ) ج ِ بندوق، بمعنی تفنگ. ( ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رجوع به بندق و به بندوق شود.
جمع بندوق بمعنی تفنگ ٠