بنادق

لغت نامه دهخدا

بنادق. [ ب َ دِ ] ( ع اِ ) ج ِ بُندُق.گلوله گلین و مانند آن که می اندازند. یکی آن بندقه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || هرچیز گلوله مانند: قولنج راستینی پنج نوع است یکی آنکه ثفل در روده ها خشک گردد و بنادق شود برسان پشک اشتر. ( ذخیره خوارزمشاهی ) ( از یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ عمید

= بندق

فرهنگ فارسی

گلوله گلین و مانند آن که می اندازند ٠ یکی آن بندقه ٠ یا هر چیز گلوله مانند ٠

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز