بسمنت

لغت نامه دهخدا

بسمنت. [ ب َ م َ ] ( اِخ ) نام شهری بوده است به هندوستان مابین مغرب و شمال. رجوع به ماللهند چ 1925م. لیپزیک ص 156 س 22 شود.

جمله سازی با بسمنت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسیاری از خانه‌های مدرن امروزی دارای یک طبقه بسمنت وسیع هستند که برای نگهداری لوازم خانگی یا تبدیل شدن به یک سالن بازی استفاده می‌شود.

💡 در هنگام طراحی ساختمان‌های بزرگ، مهندسان باید توجه ویژه‌ای به سیستم تهویه و نورگیری در فضای بسمنت داشته باشند تا محیطی سالم ایجاد شود.

💡 مالک ساختمان تصمیم گرفت فضای خالی بسمنت را بازسازی کرده و آن را به یک واحد آپارتمانی کوچک و مستقل برای اجاره تبدیل کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران