لغت نامه دهخدا
برگستان. [ ب َ گ ُ ] ( اِ مرکب ) برگستوان، که پوششی بوده است که در روز جنگ می پوشیدند و بر اسب نیز می افکندند. ( از آنندراج ). پوشش اسب در جنگ. رجوع به برگستوان شود:
صف از پیشم چو سین هفت شاخه ست
سوار آب برگستان باخه ست.امیرخسرو.
برگستان. [ ب َ گ ُ ] ( اِ مرکب ) برگستوان، که پوششی بوده است که در روز جنگ می پوشیدند و بر اسب نیز می افکندند. ( از آنندراج ). پوشش اسب در جنگ. رجوع به برگستوان شود:
صف از پیشم چو سین هفت شاخه ست
سوار آب برگستان باخه ست.امیرخسرو.
= برگستوان