برساییدن

لغت نامه دهخدا

برساییدن. [ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) ساییدن:
بعون دولت او آرزوی خویش بیاب
بجاه خدمت او سر به آسمان برسای.فرخی.و رجوع به ساییدن شود.