واژه «بدوء» در زبان عربی و متون لغوی کهن، صورت جمع یا مرتبط با ریشه «بدء» و «بداء» دانسته شده و به مفاهیمی چون آغاز، شروع و آشکار شدن اشاره دارد. در کاربردهای لغوی، این واژه به معنای ظاهر شدن چیزی پس از پنهانی، یا پدیدار شدن رأی و اندیشهای تازه در یک موضوع به کار رفته است. همچنین در برخی متون، «بدوء» به معنای آغاز کردن یک کار یا شروع یک عمل نیز آمده و با مفهوم «ابتدا» و «شروع» پیوند مستقیم دارد. در تحلیلهای زبانی، این واژه با ریشه «بدء» مرتبط است که یکی از ریشههای مهم در بیان مفهوم آفرینش، آغاز و ایجاد در زبان عربی محسوب میشود. از همین رو، در برخی کاربردها «بدوء» به معنای ایجاد یا پدید آوردن چیزی بدون الگو یا نمونه قبلی نیز استفاده شده است. علاوه بر این، در متون لغوی، به معنای آشکار شدن نظر جدید یا تغییر یافتن دیدگاه نیز آمده و نشاندهنده تحول فکری در یک موضوع است. در بعضی کاربردهای دیگر، این واژه با مفهوم حرکت از محل سکونت به سوی بادیه یا خارج شدن از شهر نیز ارتباط داده شده است. همچنین در زبانهای قدیم، گاهی به معنای آغاز طبیعی یا ابتدایی هر چیز، در برابر بازگشت و پایان، به کار رفته است. به طور کلی، «بدوء» واژهای چندمعنایی با محوریت مفهوم آغاز، ظهور و پدیدار شدن است که در متون لغوی و دینی کاربردهای متنوعی داشته است. بنابراین میتوان گفت این واژه بیشتر بر مفهوم شروع شدن و آشکار گردیدن دلالت دارد و در حوزههای مختلف معنایی توسعه یافته است.
بدوء
لغت نامه دهخدا
بدوء. [ ب ُ ] ( ع مص ) بُدُوّ. بداءة. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به بداءة شود.
بدوء. [ ب ُ ] ( ع اِ ) ج ِ بدء. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به بدء شود.