باطو
مترادفها
چکمه، کفش
لغت نامه دهخدا
باطو. [ ] ( اِخ ) ضبط دیگری از کلمه باتو ( باتوخان )، از سران طوایف مغول. رجوع به از سعدی تا جامی ص 59 و 374 شود.
فرهنگ فارسی
از سران طوایف مغول
چکمه، کفش
باطو. [ ] ( اِخ ) ضبط دیگری از کلمه باتو ( باتوخان )، از سران طوایف مغول. رجوع به از سعدی تا جامی ص 59 و 374 شود.
از سران طوایف مغول