بازرندیدن

لغت نامه دهخدا

بازرندیدن. [ رَ دی دَ ] ( مص مرکب ) رنده کردن. صاف کردن. تراشیدن. زدودن:
چشم دلت از خواب غفلت باز کن
زنگ جهل از دل به دانش بازرند.ناصرخسرو.و رجوع به رندیدن شود.

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
قیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز