بازرندیدن

لغت نامه دهخدا

بازرندیدن. [ رَ دی دَ ] ( مص مرکب ) رنده کردن. صاف کردن. تراشیدن. زدودن:
چشم دلت از خواب غفلت باز کن
زنگ جهل از دل به دانش بازرند.ناصرخسرو.و رجوع به رندیدن شود.

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز