کلمه «بازاستاد کردن» به معنای متوقف شدن یا منصرف شدن است و نشاندهنده عملی است که شخص تصمیم میگیرد کاری را ادامه ندهد یا از انجام آن بازمیایستد. این واژه در متون ادبی و لغوی برای توصیف لحظهای به کار رفته که فرد از یک تصمیم، اقدام یا تدبیر منصرف میشود و حرکت یا تلاش خود را متوقف میکند. بازاستاد کردن میتواند هم شامل توقف فیزیکی یک عمل و هم توقف فکری یا تصمیمگیری باشد. این اصطلاح در شعر و نثر فارسی کلاسیک برای بیان انصراف یا وقفه در کار به کار رفته و نشاندهنده تغییر مسیر یا توقف در رفتار است. به طور کلی، این مفهوم ارتباط مستقیمی با بازنگری، تامل و انتخاب مسیر جدید دارد و بیانگر لحظهای است که فرد از ادامه کاری صرفنظر میکند. به طور خلاصه، «بازاستاد کردن» یعنی متوقف شدن یا منصرف شدن از انجام کاری یا تصمیمی.
بازاستاد کردن
لغت نامه دهخدا
بازاستاد کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) متوقف شدن. || منصرف شدن:
به که در سوزنش میخواستم داد
از آن تدبیر بازاستاد کردم.سوزنی.
فرهنگ فارسی
متوقف شدن منصرف شدن