باز سپیدپر
لغت نامه دهخدا
باز سپیدپر. [ زِ س َ / س ِ پ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب. ( آنندراج ). آفتاب. روز. ( ناظم الاطباء ) ( دمزن ).
جمله سازی با باز سپیدپر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در افسانههای قدیمی، باز سپیدپر با بالهای درخشان خود، نگهبان اسرار پنهان در بالای قلههای بلند و پوشیده از برف کوههای استخوانسوز بود.
💡 شاعر با استفاده از استعاره باز سپیدپر، توانایی رسیدن به اهداف بلند و رهایی از بندهای زمینی را در شخصیت قهرمان داستان توصیف کرده است.
💡 نگاه تیز و نافذ آن باز سپیدپر در پهنه آسمان آبی، گویی تمام جزئیات کوچک زمین را از ارتفاع بسیار زیاد به دقت زیر نظر داشت.