سحر باز

لغت نامه دهخدا

سحرباز. [ س ِ ] ( نف مرکب ) افسونگر. ( آنندراج ). ساحر و جادوگر و شعبده باز. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

افسونگر. ساحر و جادوگر

جمله سازی با سحر باز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زلف و رخت از شام و سحر باز ندانم خال و لبت از مشک و شکر باز ندانم

💡 باز آی که چون شمع بود تا به سحر باز در راه تو بر ششجهت آغوش نگاهم

💡 صائب ز آه سرد دل تنگ وا شود گر غنچه از نسیم سحر باز می شود

💡 خاکساری که شد آب رخش از گریه برود همچو آتش شد و چون باد سحر باز آمد

💡 باده شب نربوده است چنان صائب را که به خود از نفس سرد سحر باز آید

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز