باجس
لغت نامه دهخدا
باجس. [ ج ِ ] ( ع ص ) اسم فاعل از بجس.
باجس. [ ] ( اِخ ) نام موضعی به اندلس. ( الحلل السندسیه ج 2 ص 200 ).
فرهنگ فارسی
موضعیست در اندلس
باجس. [ ج ِ ] ( ع ص ) اسم فاعل از بجس.
باجس. [ ] ( اِخ ) نام موضعی به اندلس. ( الحلل السندسیه ج 2 ص 200 ).
موضعیست در اندلس