لانسه
مترادفها
نیزه
لغت نامه دهخدا
لانسه. [ س ِ ] ( اِخ ) نام موضعی به اندلس ( الحلل السندسیة ج 2 ص 282 ).
فرهنگ فارسی
نام موضعی باندلس
جمله سازی با لانسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در قصههای میزگرد، این داستان از نو مطرح میشود اما جغرافیا مبهمتر میشود و شخصیتها تغییر میکنند. ملواس به ملیگانات تبدیل میشود و لانسهلات جای آرتور را به عنوان منجی و رهاییبخش میگیرد. ماجرای ربودن ملکه از قصههای رایج در افسانههای سلتی است.