حارج

لغت نامه دهخدا

حارج. [ رِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از حرج. || مرد گناهکار. ( منتهی الارب ).
حارج. [ رِ ] ( ع اِ ) موضعی است. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

موضعی است

جمله سازی با حارج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اما در اين حال وضع اباعبداللّه (ع ) يك وضع حاصى بود زيرا كه او ويارايش ‍ ار دشمنچندان دور نبودند و لذا در حمله ناجوانمردانه اى كه دشمن انجام داد اصحابى كه خود رامقابل حصم سپر ساخته بودند مورد هجوم تيرهاى دشمن قرار گرفتند آنهم دو جور تير،تيرى كه از زبان حارج مى شد و تيرى كه از كمان رها مى گشت.

💡 احیاء مجددهامون جازموریان و رؤیای تبدیل آن به یک دریاچه زنده برای عده‌ای از شهروندان ایرانی داخل و حارج کشور تبدیل به یک موضوع پژوهشی شده است. اگرچه هزینه احیاء مجدد این دریاچه هنوز قابل محاسبه نیست ولی مشخص است که انتقال آب دریاهای آزاد از منطقه‌ای در جنوب شرقی بندر عباس به این چاله بزرگ اولین گام برای انتقال آب به فلات مرکزی است. برای تحقق این هدف، دو فن آوری شناخته شده (قنات و پمپ آب) پیشنهاد می‌شوند. برای رسیدن به این منظور، قناتی با ارتفاعی پایین‌تر از نقطه‌ای در شرق بندرعباس در دریای عمان یا در دهانهٔ خلیج فارس حفر می‌شود تا با شیب حدوداً ۱ درصد، آب را تا کوهپایه‌های تالاب جازموریان هدایت کند.

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز