اجهاض
مترادفها
سقط جنین
لغت نامه دهخدا
اجهاض. [ اِ ] ( ع مص ) شتابانیدن. || بچه بیفکندن شتر. ( تاج المصادر ). || دور کردن. || غالب کردن. || رهانیدن.
سقط جنین
اجهاض. [ اِ ] ( ع مص ) شتابانیدن. || بچه بیفکندن شتر. ( تاج المصادر ). || دور کردن. || غالب کردن. || رهانیدن.