اکدار
لغت نامه دهخدا
اکدار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ کَدَر.( یادداشت مؤلف ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به کدر شود.
فرهنگ فارسی
جمع کدر ۱ - تیرگیها. ۲ - دردها.
اکدار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ کَدَر.( یادداشت مؤلف ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به کدر شود.
جمع کدر ۱ - تیرگیها. ۲ - دردها.