اهناق
مترادفها
گردنها
لغت نامه دهخدا
اهناق. [ اِ ] ( ع مص )تفته و بی آرام کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
تفته و بی آرام کردن
گردنها
اهناق. [ اِ ] ( ع مص )تفته و بی آرام کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
تفته و بی آرام کردن