انقیار
مترادفها
اطاعت، فرمانبرداری، تسلیم
متضادها
سرکشی، نافرمانی، طغیان
لغت نامه دهخدا
انقیار. [ اِ ] ( ع مص ) افتادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ویران شدن چاه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). || میل کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).