انطفاء
مترادفها
خاموش شدن
متضادها
اشتعال، روشن شدن
لغت نامه دهخدا
انطفاء. [ اِ طِ ] ( ع مص ) فرومردن آتش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( تاج المصادر بیهقی ). فرومردن آتش و چراغ. ( مجمل اللغة ). خاموش شدن آتش. ( از اقرب الموارد ). فرونشستن. خاموش شدن. بمردن. مردن. خاموش گشتن چراغ. طفوء. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(اِ طِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) خاموش شدن آتش. ۲ - (اِمص. ) خاموشی.
ویکی واژه
خاموش شدن آتش.
خاموشی.
جمله سازی با انطفاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آتشنشانان پس از چندین ساعت تلاش مداوم و مبارزه با شعلههای سرکش، سرانجام موفق به انطفاء کامل آتش در ساختمان قدیمی و تاریخی شهر شدند.
💡 در ادبیات کلاسیک، از واژه انطفاء برای توصیف خاموش شدن تدریجی شعلههای امید در قلب یک انسان ناامید و در شرایط سخت زندگی استفاده میشود.
💡 برای جلوگیری از انطفاء ناگهانی جریان برق در شبکه سراسری، مهندسان باید سیستمهای پشتیبان و ذخیرهسازی انرژی را با دقت بسیار بالایی طراحی و اجرا کنند.