انطفاء
مترادفها
خاموش شدن
متضادها
اشتعال، روشن شدن
لغت نامه دهخدا
انطفاء. [ اِ طِ ] ( ع مص ) فرومردن آتش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( تاج المصادر بیهقی ). فرومردن آتش و چراغ. ( مجمل اللغة ). خاموش شدن آتش. ( از اقرب الموارد ). فرونشستن. خاموش شدن. بمردن. مردن. خاموش گشتن چراغ. طفوء. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(اِ طِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) خاموش شدن آتش. ۲ - (اِمص. ) خاموشی.
ویکی واژه
خاموش شدن آتش.
خاموشی.