وتف

🌐 و او

این واژه معمولاً به معنای «اف، تف، ابراز ناخشنودی یا تحقیر» است. در عربی، «تف» برای نشان دادن بیزاری، سبک‌شمردن یا ناراحتی به کار می‌رود. در فارسی هم گاهی برای اشاره به همین حالتِ انزجار یا بی‌اعتنایی از آن یاد می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و بفهم

📌 و درک

📌 فداکاری

📌 فهمیده شد

📌 و می‌فهمد

📌 ارادت و

جمله سازی با وتف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لا يليق بالمؤمن أن يقول وتف في موقف يحتاج إلى صبر.

برای مؤمن شایسته نیست که در موقعیتی که نیاز به صبر دارد، بگوید «تف کردم».

💡 سمعتُ منه وتف عندما رأى الفوضى في الغرفة.

وقتی اوضاع اتاق را دید، صدای تف کردنش را شنیدم.

💡 قال الرجل وتف من شدة الانزعاج ثم ابتعد عن النقاش.

مرد از فرط ناراحتی چیزی گفت و سپس از بحث خارج شد.

کلمات مرتبط