انجاق

لغت نامه دهخدا

( آنجاق ) آنجاق. ( اِ مرکب ) ( از ترکی جغتائی ) آن وقت:
در جافجانان ختا کافر نمیکرد این جفا
این بس که در عهد تو ما یاد آوریم آنجاق را.خواجو ( از شعوری ).

جمله سازی با انجاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در خانه‌های قدیمی روستا، معمولاً از یک انجاق بزرگ برای پخت‌وپز انواع غذاهای سنتی و گرم کردن فضای خانه استفاده می‌شد.

💡 مادربزرگ با مهارت تمام، مواد اولیه را داخل انجاق چیده بود تا غذای خوشمزه‌ای برای ناهار تمام اعضای خانواده آماده کند.

💡 بوی سوختن هیزم از سمت انجاق کوچک داخل آشپزخانه به گوش می‌رسید و فضای خانه را با گرمای مطبوعی پر کرده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران