اتراک

لغت نامه دهخدا

اتراک. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ تُرک. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ). ج ِ ترکی. تُرک. ترکان: شیاطین اتراک از شیشه ضبط بیرون افتادند و اتراک را از تازیکان جدا کردند. ( جهانگشای جوینی ).
بأبی الذی لاتستطیع لعجبه
ردّالسلام و ان شککت فعج به
ظبی من الأتراک ما ترک الظئا
الحاظه من سلوة لمحبه.حفید ابی بکربن زهر.و صاحب غیاث اللغات بنقل از صراح اتراک را مجازاً بمعنی سپاهیان و خودهای آهنی آورده است.
اتراک. [ اِت ْ ت ِ ] ( ع مص ) گذاشتن. ترک کردن. بگذاشتن. ماندن. بماندن.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ ترک، ترکان.

فرهنگ عمید

= ترک

فرهنگ فارسی

ترکان، جمع ترک
( اسم ) جمع: ترک ترکان.
ترک کردن

ویکی واژه

جِ ترک؛ ترکان.

جمله سازی با اتراک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قراخان بر وفق آداب اتراک برای تشخیص نام مثال احضار عام داده، محفل سور بیاراست و غلغل عیش بپا خاست:

💡 یکی از اقمشه بیرام اندوز که نامش عید اتراکست امروز

💡 ای مفخر عجم که ز هندی بلارکت اتراک چین گریزد و اعراب بادیه

💡 بمیر و شاد بزی زانکه هر دو نیست بهم نشاط زنگی با تنگ چشمی اتراک

💡 چون ترا میر عرب هست در آفاق پناه چند در شکوه دلا از ستم اتراکی

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز