انتواء
مترادفها
انحنا، خمیدگی، کجی
متضادها
استواء
لغت نامه دهخدا
انتواء. [ اِت ِ ] ( ع مص ) آهنگ کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )( آنندراج ). نیت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). قصد کردن. ( از اقرب الموارد ). || اقامت نمودن. ( آنندراج ). انتوی القوم منزلاً بموضع کذا؛ یعنی اقامت نمودند در آن منزل. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء )( از اقرب الموارد ). || روان کردن حاجت را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). روا کردن حاجت را. ( آنندراج ). برآوردن حاجت کسی را. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با انتواء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون ادبی کلاسیک، استفاده از واژه انتواء به معنای میل و رغبت قلبی نویسنده به یک موضوع خاص، برای بیان عمیق احساسات به کار میرود.
💡 تحلیل روانشناختی رفتار افراد نشان میدهد که نوع انتواء و گرایش ذهنی آنها به ایدههای خاص، میتواند مسیر آینده زندگی و روابط اجتماعیشان را تغییر دهد.
💡 نویسنده با استفاده از توصیفات دقیق، سعی کرده است تا میزان انتواء و تمایل شخصیت داستان به رسیدن به هدف نهایی خود را به خواننده منتقل کند.