ارتیاء
لغت نامه دهخدا
ارتیاء. [ اِ ] ( ع مص ) دیدن. || دانستن تدبیر امری را. || رأی دیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || تأمل کردن. || نگریستن در کاری.
جمله سازی با ارتیاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از پایان روزهای سخت کاری و رسیدن به هدف مورد نظر، او با احساس ارتیاء و رضایتی عمیق از نتایج به دست آمده استراحت کرد.
💡 شنیدن خبر موفقیت فرزندش، باعث ارتیاء خاطر و آرامشی شد که مدتها بود در قلب او به دلیل مشکلات مالی جاری وجود نداشت.
💡 او با مطالعه آثار بزرگ نویسندگان، به نوعی ارتیاء روحی دست یافت که توانست او را از فشارهای روانی دنیای مدرن و پرهیاهو نجات دهد.